تبليغاتX
واژه بازار - حالا بشین و غزل سق بزن دلم!

سلام دوستاي خوبم

 

از اينكه منو مورد لطف خودتون قرار دادين ممنونم .

نظراتتون دلگرمم مي كنه ازم دريغ نكنين و تو اين راه

تنها م نذارين .

غزل تازه ام رو نقد كنين .

 

 

آدم دوباره دلم را شكست و رفت

وقتي به سيب لبم دل نبست و رفت

از چشم وسوسه ام خوشه اي نچيد

بر دوش حضرت شيطان نشست و رفت

نانم بريد و به تقدير سجده كرد

شيرازه ي دلم از هم گسست و رفت

من را اسير بهشتي جهنمي

ول كرد با تن ابليس مست و رفت

آدم چه زود فراموش كرده بود

عهدي كه پاي سپيدار بست و رفت

با طعنه گفت: نه/ آدم نمي شوي

حواي هرزه ي گندم پرست ...و رفت

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 15:11  توسط منصوره امیری  |